خانه دل ز گناهان بتکانیم کمی
|
شب قدر است بیا قدر بدانیم کمی |
|
خانه دل ز گناهان بتکانیم کمی |
|
شعله افتاده به ملک دلم از فرط گناه |
|
دوست را از دل این شعله بخوانیم کمی |
|
روح را صیقل آیینه دهیم از دل و جان |
|
آه را تا ملکوتش برسانیم کمی |
|
عهد بستیم و شکستیم بسی کاش! که ما |
|
بر سر عهد وفادار بمانیم کمی |
|
پوشه از بار گناهان شده پر حجم بیا |
|
رمضان است به آتش بکشانیم کمی |
|
نگذاریم زبانه بکشد دوزخمان |
|
بنشینیم و به اشکش بنشانیم کمی |
|
بنشانیم نهالی به امید ثمری |
|
چشمه از چشم به پایش بدوانیم کمی |
|
و ارادت بنماییم و بگوییم « الغوث » |
|
ناله را تا به فلک باز رسانیم کمی |
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۶/۰۷ ساعت 20:41 توسط ن - ب
|